وزارت صمت، ایدرو و مدیریت شرکت برای اصلاح مشکلات سایپا چه کردهاند؟
بررسی صورتهای مالی و گزارشهای کدال شرکت سایپا نشان میدهد این غول خودروسازی کشور در یکی از بحرانیترین دورههای حیات اقتصادی خود به سر میبرد. رسیدن زیان انباشته به مرزهای بحرانی، کاهش درآمد عملیاتی و تداوم روند نزولی تولید، کارشناسان و نمایندگان مجلس را نسبت به آینده این مجموعه نگران کرده است. اگرچه بخشی از […]
بررسی صورتهای مالی و گزارشهای کدال شرکت سایپا نشان میدهد این غول خودروسازی کشور در یکی از بحرانیترین دورههای حیات اقتصادی خود به سر میبرد. رسیدن زیان انباشته به مرزهای بحرانی، کاهش درآمد عملیاتی و تداوم روند نزولی تولید، کارشناسان و نمایندگان مجلس را نسبت به آینده این مجموعه نگران کرده است.
اگرچه بخشی از این وضعیت به چالشهای ساختاری و تصمیمات گذشته بازمیگردد، اما تداوم زیاندهی در دوره مدیریتی اخیر نشان میدهد که راهکارهای مدیریتی موجود نیز نتوانسته ترمز سقوط شاخصهای کلیدی را بکشند. در این میان، مساله واگذاری و خصوصیسازی سایپا دوباره به محور اصلی بحثها تبدیل شده است؛ چالشی دوطرفه میان ترس از «ارزانفروشی داراییهای ملی به دلیل افت ارزش» و امیدِ به «نجات از مدیریت دولتی غیربهرهور».
محمد رستمی، عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی، در گفتوگویی با ارزیابی گزارشهای مالی و وضعیت تولیدی شرکت سایپا، عملکرد یکسال اخیر این خودروساز را فارغ از نشانههای بهبود پایدار دانست.
این نماینده مجلس با اشاره به زیان خالص ۲۵ هزار میلیارد تومانی شرکت اصلی و زیان ۶۴ همتی گروه در سال مالی ۱۴۰۴، تأکید کرد که علیرغم وجود مشکلات ساختاری و تعهدات موروثی از گذشته، مدیریت فعلی باید بر اساس خروجی صورتهای مالی و شاخصهای بهرهوری پاسخگو باشد.
رستمی ضمن هشدار نسبت به پرداخت هزینه ناکارآمدی مدیریتی از جیب کارگران و نقد تغییرات مدیریتی بیبرنامه، موضع خود را درباره واگذاری این خودروساز شفاف کرد. او با اصل خصوصیسازی موافق است، اما واگذاری سایپا در شرایط بحرانی فعلی را بدون اصلاح ساختار و تعیین تکلیف بدهیها، مصداق ارزانفروشی داراییهای ملی میداند.
در ادامه مشروح گفتوگوی خبرنگار تجارتنیوز با این نماینده مجلس را بخوانید.
***
اگر بخواهیم درباره عملکرد مدیرعامل و مدیریت شرکت سایپا با عدد و رقم دقیق صحبت کنیم، زیان انباشته آن به حدود ۹۶ هزار میلیارد تومان رسیده که از نیمی از سرمایه ثبتشده شرکت بیشتر است / نگرانی مهمتر این است که در سهماهه نخست ۱۴۰۵ هم نشانه روشنی از برگشت این روند نمیبینیم
*بررسی گزارشهای کدال شرکت سایپا در یک سال گذشته از نزولی شدن جدول تولید و فروش حکایت دارد؛ همچنین برآوردها نشان میدهد زیان انباشته شرکت به حدود ۲۰۰ همت رسیده است. ارزیابی شما از این آمارهای نگرانکننده چیست؟
ارزیابی من از گزارش کدال صریح و روشن است: عملکرد سایپا در یک سال گذشته رضایتبخش نیست و اعداد و صورتهای مالی، به هیچ عنوان از یک روند اصلاحی پایدار حکایت نمیکنند.
اگر بخواهیم درباره عملکرد مدیرعامل و مدیریت شرکت با عدد و رقم دقیق صحبت کنیم، در سال مالی ۱۴۰۴ شرکت اصلی سایپا حدود ۲۵ هزار میلیارد تومان زیان خالص داشته و زیان خالص تلفیقی گروه به حدود ۶۴ هزار میلیارد تومان رسیده است. زیان انباشته شرکت اصلی نیز به حدود ۹۶ هزار میلیارد تومان رسیده که از نیمی از سرمایه ثبتشده شرکت بیشتر است.
نگرانی مهمتر این است که در سهماهه نخست ۱۴۰۵ هم نشانه روشنی از برگشت این روند نمیبینیم؛ درآمد عملیاتی کاهش یافته و زیان خالص نسبت به دوره مشابه سال قبل به شکل قابل توجهی افزایش یافته است.
باید دید وزارت صمت، ایدرو و مدیریت شرکت برای اصلاح مشکلات شرکت سایپا چه کردهاند؟
بنابراین معتقدم باید میان «مشکلاتی که مدیرعامل از گذشته تحویل گرفته» و «عملکرد مدیریتی در یک سال گذشته» تفکیک قائل شویم. قطعاً سایپا با مشکلات ساختاری، قیمتگذاری، تأمین مالی، زنجیره تأمین قطعات و تعهدات گذشته مواجه است؛ اما باید دید برای اصلاح این مشکلات، وزارت صمت، ایدرو و مدیریت شرکت چه کردهاند و نتیجه اقدامات آنها در شاخصهای تولید، فروش، درآمد، بهرهوری و کاهش زیان چه بوده است.
اگر به گزارشهای کدال نگاه کنیم، واقعیت این است که عملکرد سایپا در یک سال گذشته رضایتبخش نبوده است / سایپا مشکلات ساختاری و انباشتهای دارد؛ از قیمتگذاری و تأمین مالی گرفته تا زنجیره قطعات، بدهیها و تعهدات گذشته
*با این حساب، عملکرد کلی شرکت و مدیرعامل آن را در یک سال اخیر چگونه تحلیل میکنید؟
ارزیابی من باید بر اساس اعداد و عملکرد واقعی باشد، نه قضاوت شخصی. اگر به گزارشهای کدال نگاه کنیم، واقعیت این است که عملکرد سایپا در یک سال گذشته رضایتبخش نبوده و هنوز نشانه روشنی از یک روند اصلاحی پایدار در شاخصهای اصلی شرکت دیده نمیشود.
در سال مالی ۱۴۰۴، شرکت اصلی سایپا حدود ۲۵ هزار میلیارد تومان زیان خالص داشته و زیان خالص تلفیقی گروه به حدود ۶۴ هزار میلیارد تومان رسیده است. زیان انباشته شرکت اصلی هم حدود ۹۶ هزار میلیارد تومان شده که از نیمی از سرمایه ثبتشده بیشتر است. در سهماهه نخست سال ۱۴۰۵ نیز نشانه روشنی از برگشت این روند دیده نمیشود و در برخی شاخصها وضعیت حتی نگرانکنندهتر شده است.
سوال ما این است که بعد از حدود یک سال و نیم از روی کار آمدن مدیریت جدید در سایپا؛ تولید، فروش، درآمد، بهرهوری و زیان شرکت چه تغییری کرده است؟ / مدیرعامل باید بر اساس نتیجه عملکرد خودش ارزیابی شود
البته منصفانه باید بگویم که همه این مشکلات را نمیتوان به مدیرعامل فعلی نسبت داد. سایپا مشکلات ساختاری و انباشتهای دارد؛ از قیمتگذاری و تأمین مالی گرفته تا زنجیره قطعات، بدهیها و تعهدات گذشته. اما مدیرعامل هم باید بر اساس نتیجه عملکرد خودش ارزیابی شود. سؤال ما این است: بعد از حدود یک سال و نیم مدیریت، تولید، فروش، درآمد، بهرهوری و زیان شرکت چه تغییری کرده است؟ مدیریت را باید با اعداد و ارقام و صورتهای مالی سنجید، نه با وعده.
گزارشهایی درباره مشکلات مزدی و کاهش یا حذف برخی مزایای کارگران سایپا منتشر شده است / کارگر نباید هزینه ناکارآمدی مدیریتی را پرداخت کند
*با توجه به بحران نیروی انسانی، معوقات حقوقی و اخباری که درباره تعدیل نیرو در شرکت سایپا منتشر شده، چه دیدگاهی دارید؟
بزرگترین سرمایه، سرمایه انسانی است و من نسبت به وضعیت معیشت و امنیت شغلی کارگران حساسیت بالایی دارم. گزارشهایی درباره مشکلات مزدی و کاهش یا حذف برخی مزایا منتشر شده که البته شرکت هم توضیحاتی ارائه داده است؛ بنابراین هر مورد مشخص باید بهصورت مستند و دقیق بررسی شود.
اما یک اصل برای من قطعی است: کارگر نباید هزینه ناکارآمدی مدیریتی را پرداخت کند.
اگر سایپا مشکل مالی دارد، اصلاح باید از ساختار مدیریت، هزینههای سربار، بهرهوری، شرکتهای زیرمجموعه، زنجیره تأمین و تصمیمات اقتصادی شروع شود، نه اینکه اولین راهحل فشار بر نیروی انسانی باشد / اگر واقعاً در بخشهایی مازاد نیروی انسانی وجود دارد، مدیریت باید با برنامهای شفاف و با رعایت کامل حقوق قانونی کارکنان موضوع را مدیریت کند
اگر سایپا مشکل مالی دارد، اصلاح باید از ساختار مدیریت، هزینههای سربار، بهرهوری، شرکتهای زیرمجموعه، زنجیره تأمین و تصمیمات اقتصادی شروع شود، نه اینکه اولین راهحل فشار بر نیروی انسانی باشد. در عین حال، اگر واقعاً در بخشهایی مازاد نیروی انسانی وجود دارد، مدیریت باید با برنامهای شفاف و با رعایت کامل حقوق قانونی کارکنان موضوع را مدیریت کند. هدف ما باید حفظ نیروی انسانی متخصص و افزایش بهرهوری باشد، نه تعدیل کورکورانه نیرو.
در شرایط بحرانی سایپا، ثبات مدیریتی همراه با برنامه و پاسخگویی بسیار مهم است / اگر قرار است مدیران تغییر کنند، باید مشخص باشد چرا تغییر کردهاند و مدیر جدید چه برنامهای دارد
*تغییرات مدیریتی متعدد، از جمله در سایپا دیزل و پارسخودرو، آیا باعث آشفتگی در مجموعه و شرکتهای زیرمجموعه نمیشود؟
تغییر مدیر به خودی خود اشکالی ندارد. اگر مدیری عملکرد مناسبی ندارد، سهامدار و هیاتمدیره حق دارند او را تغییر دهند. اما در شرایط بحرانی سایپا، ثبات مدیریتی همراه با برنامه و پاسخگویی بسیار مهم است.
اگر قرار است مدیران تغییر کنند، باید مشخص باشد چرا تغییر کردهاند و مدیر جدید چه برنامهای دارد. من با تغییر مدیری که بر اساس ارزیابی عملکرد انجام شود مشکلی ندارم؛ اما با تغییرات سلیقهای، غیرشفاف و فاقد معیار مشخص موافقم نیستم.
با اصل خصوصیسازی سایپا موافقم و معتقدم دولت نباید برای همیشه مدیر یک بنگاه اقتصادی باشد / نگرانی من این است که اگر شرکت بدون اصلاح ساختار و شفافسازی وضعیت مالی واگذار شود، دارایی مردم به دلیل شرایط بحرانی شرکت با ارزش پایینتری واگذار شود
*موضع و نظر دقیق شما درباره واگذاری و خصوصیسازی سایپا چیست؟
من با اصل خصوصیسازی سایپا موافقم و معتقدم دولت نباید برای همیشه مدیر یک بنگاه اقتصادی باشد. اما یک تفاوت مهم وجود دارد: خصوصیسازی بله؛ ارزانفروشی سایپا خیر.
امروز سایپا با زیان انباشته سنگین، مشکلات تولید و فروش، تعهدات و مسائل ساختاری مواجه است. در چنین شرایطی نگرانی من این است که اگر شرکت بدون اصلاح ساختار و شفافسازی وضعیت مالی واگذار شود، دارایی مردم به دلیل شرایط بحرانی شرکت با ارزش پایینتری واگذار شود.
نمیگویم سایپا را واگذار نکنیم؛ میگویم واگذاری باید هوشمندانه، شفاف و در زمان مناسب انجام شود / باید تکلیف بدهیها، تعهدات، زیان انباشته، داراییها و ارزش واقعی شرکت روشن شود و خریدار هم از نظر مالی و تخصصی اهلیت داشته باشد / خصوصیسازی نباید به معنای فروش ارزان یک دارایی ملی باشد؛ همانطور که نباید بهانهای برای ادامه مدیریت دولتی و تعویق اصلاحات شود
بنابراین من نمیگویم سایپا را واگذار نکنیم؛ میگویم واگذاری باید هوشمندانه، شفاف و در زمان مناسب انجام شود. ابتدا باید تکلیف بدهیها، تعهدات، زیان انباشته، داراییها و ارزش واقعی شرکت روشن شود و خریدار هم از نظر مالی و تخصصی اهلیت داشته باشد. خصوصیسازی نباید به معنای فروش ارزان یک دارایی ملی باشد؛ همانطور که نباید بهانهای برای ادامه مدیریت دولتی و تعویق اصلاحات شود.
نمیخواهم بگویم صرف واگذاری معجزه میکند / ایرانخودرو تجربهای است که باید با دقت بررسی شود، بهبود برخی شاخصهای مالی و مدیریتی آن نشان میدهد تغییر در ساختار مالکیت و مدیریت میتواند اثرگذار باشد
*با توجه به شرایط رو به بهبود ایرانخودرو، اگر سایپا هم واگذار شود، آیا اوضاع این شرکت بهتر خواهد شد؟
ممکن است بهتر شود، اما نمیخواهم بگویم صرف واگذاری معجزه میکند. ایرانخودرو تجربهای است که باید با دقت بررسی شود. بهبود برخی شاخصهای مالی و مدیریتی آن نشان میدهد تغییر در ساختار مالکیت و مدیریت میتواند اثرگذار باشد، اما نمیتوان گفت تمام مشکلات ایرانخودرو حل شده است.
خصوصیسازی میتواند انگیزه بهرهوری، پاسخگویی و اصلاح مدیریت را افزایش دهد
خصوصیسازی میتواند انگیزه بهرهوری، پاسخگویی و اصلاح مدیریت را افزایش دهد. اگر سایپا هم به یک بخش خصوصی واقعی، توانمند و متخصص واگذار شود و مالک جدید برنامه مشخصی برای تولید، سرمایهگذاری، کاهش هزینه و اصلاح ساختار داشته باشد، طبیعتاً میتواند به بهبود عملکرد کمک کند. اما اگر خصوصیسازی فقط به معنای انتقال سهام به یک مجموعه شبهدولتی یا خریدار فاقد اهلیت باشد، مشکل حل نخواهد شد.
*در نهایت، آیا دلایل و مقاومتهایی را که در برابر واگذاری سایپا وجود دارد منطقی میدانید؟
اگر نگرانی درباره کارگران، امنیت شغلی، تولید، انحصار، اهلیت خریدار و آینده صنعت خودرو باشد، این نگرانیها کاملاً منطقی است.
اما اگر نتیجه این نگرانیها این باشد که دولت برای سالها مدیریت سایپا را ادامه دهد، آن را منطقی نمیدانم. ما باید بین نظارت حاکمیتی و مدیریت بنگاه تفاوت قائل شویم؛ دولت باید سیاستگذار و ناظر باشد، نه اینکه برای همیشه نقش مدیر بنگاه را ایفا کند.

ارسال دیدگاه